جستجوی پیشرفته
بازدید
11739
آخرین بروزرسانی: 1393/09/01
خلاصه پرسش
شنیده‌ام؛ در زمان امام حسن عسکری(ع) قحطی سختی آمد. یکی از راهبان مسیحی جهت نزول باران دست به دعا برداشت و بلافاصله باران بارید. اما امام توسل او به استخوان یکی از انبیاء را برملا کرد و نشان داد نزول باران به جهت آن بوده است. آیا این داستان حقیقت دارد؟
پرسش
داستانی از یکی از امامان(ع) نقل شده است: روزی یکی از راهبان مسیحی جهت نزول باران دست به دعا بر می‌‌دارد و بعد از آن باران می‌بارد، در این‌جا است که امام(ع) استخوانی از یکی از انبیای الهی را در نزد راهب می‌‌یابد و علت نزول باران را وجود آن استخوان نبی خدا می‌‌داند. آیا این قصه و وجود استخوان نبی خدا، با این مطلب تعارض ندارد که بدن انبیا هیچ‌گاه متلاشی نمی‌شود؟
پاسخ اجمالی
در روایتی نقل شده است که یک راهب مسیحی در زمان خشک سالی، طلب باران کرد و باران بارید و امام حسن عسکری(ع) با حضور در آن‌جا نشان داد که او خواسته خود را با توسل به استخوان یکی از پیامبران الهی انجام داد، نه این‌که خود صاحب کرامتی باشد. البته سند این روایت، چندان قابل اعتماد نیست؛ زیرا این روایت در منابع روایی معتبر شیعی ذکر نشده و در سلسله سند این روایت نیز تنها یک راوی وجود دارد؛ لذا چندان قابل استناد نیست.
 
پاسخ تفصیلی
على بن حسن بن سابور نقل کرده است: «در زمان امام حسن عسکری‌(ع)[1] قحطی سختی پیدا شد، به همین جهت خلیفه وقت[2] دستور داد که مردم از شهر بیرون روند و نماز استسقا (نماز باران) بخوانند. پس مردم سه روز بیرون رفتند و دعا خواندند و نماز گزاردند، اما باران نیامد، در روز چهارم جاثلیق بزرگ مسیحیان به همراه تعدادی از مسیحیان و راهبان به صحرا رفتند تا برای نزول باران دعا کنند. در میان اینان راهبى بود که چون دست به دعا برداشت، از آسمان باران بارید. مسیحیان، در روز دوم نیز بیرون رفتند و پس از دعای آن راهب، باران بارید. در نتیجه این واقعه، بسیاری از مردم دچار شک و تردید شده و تعجب کردند و حتی برخی به دین مسیحیت میل پیدا کردند.
خلیفه به نزد امام حسن عسکرى(ع) فرستاد در حالی‌که او زندانی بود. او را بیرون آوردند و به او گفتند: به فریاد امت جدّت برس که بیم از هلاک آنها است. امام(ع) فرمود: من فردا بیرون می‌روم و ان‌شاء اللَّه شک را از میان مردم زایل می‌کنم. جاثلیق در روز سوم و در حالی‌که راهبان با وى بودند، بیرون رفت. امام حسن عسکرى(ع) نیز با تعدادی از اصحاب خود به بیرون رفتند، پس چون امام آن راهب را در حالی دید که دست خود را بلند کرده بود، دستور داد که دست راست آن راهب را باز گردانند و آنچه در میان دو انگشت او است، بیرون بیاورند. از میان دست راهب، یک استخوان سیاهى را بیرون آوردند. آن‌حضرت استخوان را گرفت و به آن راهب فرمود: الآن دعا کن تا هوا ابری شود و باران ببارد. او دعا کرده و طلب باران نمود، اما هوا گشوده شد و آفتاب نمایان گشت؛ خلیفه وقت به امام رو کرد و گفت: ای ابا محمد!(ابا محمد کنیه امام بوده است) این چه استخوانی است؟ فرمود: این مرد از قبر پیامبرى از پیامبران خدا، عبور می‌کرد و این استخوان را یافت و آن‌را در دست گرفت. و «مَا کُشِفَ عَنْ عَظْمِ نَبِیٍّ إِلَّا هَطَلَتِ السَّمَاءُ بِالْمَطَر»؛ استخوان پیامبری نمایان نمی‌شود مگر این‌که از آسمان باران خواهد بارید».[3]
گفتنی است؛ این روایت با اندک تفاوتی در برخی منابع اهل سنت آمده است.[4]
در مورد این روایت، توجه به نکات زیر ضروری است:
1. سند این روایت، چندان قابل اعتماد نیست؛ زیرا این روایت در منابع روایی معتبر شیعی ذکر نشده و در سلسله سند این روایت تنها یک راوی وجود دارد که در برخی منابع با نام «علی بن الحسن بن سَابور»[5] و در منابع دیگر با نام «ابو هاشم»[6] آمده است، و چون میان زمان نقل کننده تا این راویان فاصله زمانی وجود دارد و راویان دیگری برای این روایت وجود ندارد، از جهت سندی مرسل بوده و قابل استناد نیست. و نمی‌توان تکیه چندانی بر سند این روایت داشت.
2. این احتمال وجود دارد که منظور امام عسکری(ع) از عبارت «مَا کُشِفَ عَنْ عَظْمِ نَبِیٍّ إِلَّا هَطَلَتِ السَّمَاءُ بِالْمَطَر»، تنها نزول باران نیست، بلکه کنایه از این است که وقتی به وسیله استخوان انبیا توسل صورت گیرد، می‌توان به خواسته خود رسید و این به جهت اهمیت و ارزش این واسطه است.
3. در این روایت، تأییدی از امام(ع) بر توسل به استخوان وجود ندارد؛ زیرا اگر قُبحی برای این عمل وجود نداشته باشد، انسان‌ها استخوان پیامبران را در آورده و بدان توسل می‌جویند و این عمل قطعاً بی‌احترامی به پیامبران الهی است. البته این مطلب منافات ندارد که اگر استخوانی واسطه توسل گردد، خواسته برآورده شود؛ زیرا این به جهت ارزش و احترام خود استخوان است و منافاتی با قُبح و زشتی عمل کسی که این کار را کرده، ندارد.
4. اصل متلاشی شدن بدن انسان‌ها، اصلی اساسی و به حسب قانون طبیعت است و شامل انسان‌های خوب و بد نیز می‌شود. بنابر این، اگر بدن انبیا و اولیای الهی از بین برود، هیچ قُبح و منعی وجود ندارد، همان‌طور که لزوماً باقی ماندن جسم نیز دلیلی بر خوب بودن انسان نیست. هرچند در برخی موارد به صورت اعجازآمیز برخی بدن‌ها سالم می‌ماند که در روایات نیز مواردی که دلالت بر این کند وجود دارد: «پس زمانی که به سمت نجف زیارت می‌خوانی، بدان همانا استخوان آدم، بدن نوح و جسم امام علی(ع) را زیارت می‌کنی»[7] ؛ «همانا خداوند به موسی(ع) وحی کرد که استخوان‌های یوسف را نیز با خود ببرد ... ».[8] همچنین در برخی مواقع به جهت موقعیت‌هایی چون دفن در نمک و ... بدن به صورت طبیعی باقی می‌ماند.
5. همچنین اگر این روایت را قبول کنیم، می‌توان استنباط کرد که استخوان برای کسی بوده که قرن‌ها پیش مرده است و استخوان او باقی مانده است. زیرا وجود یک نبی در دهه‌های نزدیک به زمان امام حسن عسکری(ع) بعید است.
 

[1]. در روایت این تعبیر آمده است: «فی زمن الحسن الأخیر».
[2]. اگر چه در برخی از روایات نام متوکل ذکر شده است ولی به نظر می‌رسد منظور از خلیفه، فرزند متوکل باشد نه خود متوکل؛ زیرا متوکل در زمان امام حسن عسکری(ع) نبوده است؛ به همین جهت برخی از مصصحان اسم فرزند متوکل را ذکر کرده‌اند؛ قطب الدین راوندی، سعید بن عبد اللّٰه، الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 441(متن و پاورقی)، مؤسسه امام مهدی (عج)، قم، چاپ اول، 1409ق. البته برخی از منابع نیز تعبیر به «الخلیفة» دارند؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 50، ص 270 – 271، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
[3]. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج 2، ص 429، نشر بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381ق.
[4]. ابن حجر الهیتمی،  احمد بن محمد، الصواعق المحرقة على أهل الرفض و الضلال و الزندقة، محقق: ترکی، عبد الرحمن بن عبد الله، خراط، کامل محمد، ج 2، ص 600، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول، 1417ق.
[5]. همان؛ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 441. 
[6]. ابن صباغ مالکى‏، على بن محمد، الفصول المهمة فی معرفة الأئمة(ع)، ج 2، ص 1085، دار الحدیث‏، قم، چاپ اول، 1422ق.
[7]. فیض کاشانی، محمد محسن، الوافی، ج 14، ص 1408، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی(ع)، اصفهان، چاپ اول، 1406ق.
[8]. حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، ص 59، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، 1413ق.
ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • پیامبران اولو العزم چه کسانی هستند؟ چرا اولو العزم نامیده شدند، و کتاب‌‌های آنها چه نام دارد؟ و چرا زرتشت و داوود(ع) اولو العزم نیستند؟
    632368 پیامبران و کتابهای آسمانی
    واژۀ «اولو العزم» در آیۀ 35 سورۀ احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است، و اولو العزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بودند. در روایات برای پیامبران اولو العزم شرایطی ذکر شده است:داشتن دعوت جهان‌شمول،داشتن شریعت و دین،داشتن ...
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    465832 Laws and Jurisprudence
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    461333 Laws and Jurisprudence
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    412362 معصومین
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    392834 جن
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    390211 Practical
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    349349 Laws and Jurisprudence
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    335371 Laws and Jurisprudence
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    319496 Practical
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • آیا از آیات قرآن می‌توان امامت علی(ع) را اثبات کرد؟
    309188 امام علی ع
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل‌سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در کتب خودشان نقل شده، می‌باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت‌جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.در قرآن ...