جستجوی پیشرفته
بازدید
142
آخرین بروزرسانی: 1400/01/07
خلاصه پرسش
در تفسیر المیزان، در ضمن طرح موضوع ذکر خدا، آن‌را دارای مراتبی دانسته و از علم دیگری غیر از علم معهود ما سخن به میان آمده است. منظور از آن علم چیست و رابطه آن با یاد خدا چگونه است؟
پرسش
با عرض سلام؛ در آیه ی 152سوره‌ی بقره مسئله ذکر خدا مطرح شده است. متنی که داخل گیومه در ادامه ذکر می‌شود قسمتی از تفسیر المیزان در مورد آیه مذکور است. سؤالی این است که آن علم دیگری که در اینجا از آن صحبت شده کدام نوع از علم برای آدمی است؟ و رابطه‌ی این علم با یاد خدا چگونه است؟ به عبارت دیگر، این علم که در اینجا از آن بحث شده ما را چگونه به یاد و ذکر خدا متوجه میکند؟ «آیه مورد بحث امر به (یادآورى) متعلق به (یاء) متکلم شده، فرموده: مرا یاد بیاور، اگر یادآورى خدا را، عبارت بدانیم، از حضور خدا در نفس، ناگزیر باید قائل به تجوز شویم، (و بگوئیم: مثلا منظور یاد نعمت‌‌ها و یا عذاب‌هاى خدا است)، و اما اگر تعبیر نامبرده را تعبیرى حقیقى بدانیم، آن وقت آیه شریفه دلالت می‌کند بر اینکه آدمى غیر از آن علمى که معهود همه ما است، و آن‌را می‌شناسیم، که عبارت است از حضور معلوم در ذهن عالم، یک نسخه دیگرى از علم دارد؛ چون اگر مراد همان علم معمولى باشد، سر به تحدید خدا در می‌آورد؛ چون این قبیل علم عبارت است از تحدید و توصیف عالم معلوم خود را، و ساحت خداى سبحان منزه از آن است که کسى او را تحدید و توصیف کند».
پاسخ اجمالی

علامه طباطبائی(ره) در تفسیر آیه‌ی: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لا تَکْفُرُونِ»؛(پس مرا بیاد آرید تا بیادتان آورم و شکرم بگذارید و کفران نعمتم مکنید)،[1] ابتدا مطالبی را به عنوان مقدمه بیان می‌کند:

  1. «ذکر» دارای معانی یا کاربردهای متعدد است:

1-1. «ذکر»، گاهی مقابل «غفلت» قرار می‌گیرد، مانند آیه‌ی: «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا»؛(کسى را که ما دلش را از یاد خود غافل کرده‌‏ایم، اطاعت مکن).[2] و از آن‌جا که غفلت عبارت است از نداشتن علم به علم، یعنى این‌که ندانم که می‌دانم، بنابر این ذکر در مقابل غفلت، عبارت است از این‌‌که بدانم که می‌‌دانم.

1-2. گاهی «ذکر» در مقابل «نسیان» استعمال می‌شود، و نسیان عبارت است از این‌‌که علم و آگاهی به کلى از خزانه‌ی ذهن محو و زایل شود، پس ذکری که مقابل نسیان است، عبارت است از این‌‌که آن علم و آگاهی هم‌چنان در ذهن باقى باشد، و در آیه‌ی: «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذا نَسِیتَ»؛(به یاد آور پروردگارت را هر وقت که فراموش کردی)،[3] به همین معنا آمده است.

  1. «ذکر» مانند «نسیان»، داراى آثار و خواصى است؛ به همین جهت کلمه‌ی ذکر، مانند نسیان، در مواردى که آثارش هست- هر چند خودش نباشد- استعمال می‌شود، مثلا وقتى من ببینم که شما دوست صمیمى خود را با این‌‌که می‌دانى احتیاج به کمک دارد و یاری نکردى، می‌‏گویم: دوستت را فراموش کردى! با این‌که او را فراموش نکرده‏اى و بر عکس همواره با او و به یاد او بوده‌‏اى، اما از آن‌جا که این یاد اثرى نداشته و بر عکس، اثر فراموشى از شما سر زده، مثل این است که اصلا در ذهن شما وجود نداشته و از یادش برده باشى.

و گویا استعمال ذکر بر ذکر لفظى (مثلا ذکر خدا با گفتن سبحان اللَّه و امثال آن) از همین باب است؛ یعنى کلمه «ذکر» برای اثر ذکر به کار رفته است، نه برای خود ذکر؛ چون ذکر حقیقی مربوط به قلب است و ذکر زبانى، از آثار ذکر قلبى است و از این باب است آیه‌ی: «قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً»؛[4](بگو بزودى ذکرى از او برایت می‌خوانم). و نظائر این استعمال بسیار است.

البته بر فرضی که «ذکر لفظى» از مصادیق «ذکر واقعى» باشد، آن‌را باید از مراتب ذکر دانست، نه این‌که کلمه «ذکر» منحصر در ذکر لفظى باشد.

  1. «ذکر» داراى مراتب است؛[5] اختلاف مراتب ذکر را به خوبی می‌توان از این دو آیه‌ی قرآن به‌دست آورد:

1-3. «فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آباءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْراً»؛[6] (پس خدا را بیاد آرید آن‌طور که به یاد پدران خود هستید و یا شدیدتر از آن). در این آیه به طور صریح ذکر را به وصف شدت توصیف کرده است.

2-3. «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذا نَسِیتَ، وَ قُلْ عَسى‏ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً»؛[7] (به یاد آر پروردگارت را هر وقت که فراموش کردى، و بگو امید است پروردگارم مرا به رشدى نزدیک‌‏تر از این هدایت کند).

از مجموع صدر و ذیل آیه چنین برداشت می‌‏شود که تنزل از مقام بالاتر ذکر به مقام پایین‌تر، در واقع نوعی نسیان و فراموشی است؛ از این‌رو می‌‌توان گفت آیه بیان می‌فرماید: تو وقتى از یک مرتبه از مراتب ذکر خدا پایین آمدى و به مرتبه‌ی پایین‏تر برگشتى، بگو پروردگارا مرا به رشدى نزدیک‌‏تر از این هدایت کن، پس به حکم این آیه، تنزل از مقام بلندترى از ذکر و یاد خدا، نیز نسیان است. بنابر این، آیه‌ی شریفه دلالت دارد بر این‌‌که ذکر قلبى هم براى خود مراتبى دارد. از این‌جا روشن می‌‏شود ذکر به معناى حضور معنا، در نفس است؛ و حضور داراى مراتبى است.[8]

علامه طباطبائی پس از بیان این مقدمات در مورد آیه‌ی مورد بحث (فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لا تَکْفُرُونِ) می‌گوید: اگر این‌ سخن خداوند را که فرمود: مرا یاد بیاورید، تعبیرى حقیقى بدانیم، آن وقت آیه‌ی شریفه دلالت می‌‌کند بر این‌‌که آدمى غیر از آن علمى که معهود همه‌ی ما است، و آن‌را می‌‏شناسیم، که عبارت است از حضور معلوم در ذهن عالم، یک نسخه‌ی دیگرى از علم دارد؛ چون اگر مراد همان علم معمولى باشد، سر به تحدید خدا در می‌‏آورد؛ چون این قبیل علم عبارت است از تحدید و توصیف عالم، معلوم خود را، و ساحت خداى سبحان منزه از آن است که کسى او را تحدید و توصیف کند،[9] همچنان که خودش فرمود: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ»؛[10](منزه است خدا از هر توصیفى که اینان برایش می‌کنند، مگر توصیف بندگان مخلص).

و نیز فرمود: «وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً»؛[11](احاطه علمى به او پیدا نمی‌کنند).

بنابراین مقصود این است که علم انسان نسبت به خداوند علم حضوری است، و حصولی نیست؛ زیرا علم حضوری مستلزم محدود بودن خداوند می‌گردد؛ چون علم حصولی به معنای احاطه عالم بر معلوم، و حصول صورت معلوم نزد عالم است، در حالی‌که خداوند نامحدود است.


[1]. بقره، 152.

[2]. کهف، 28.

[3]. کهف، 24.

[4]. کهف، 83.

[5]. ر. ک:(ذکر و انواع آن)، 7741.

[6]. بقره، 200.

[7]. کهف، 24.

[8]. ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 510 - 511، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق.

[9]. ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 511.

[10]. صافات، 160.

[11]. طه، 11.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • پیامبران اولو العزم چه کسانی هستند؟ چرا اولو العزم نامیده شدند، و کتاب‌‌های آنها چه نام دارد؟ و چرا زرتشت و داوود(ع) اولو العزم نیستند؟
    662971 پیامبران و کتابهای آسمانی
    واژۀ «اولو العزم» در آیۀ 35 سورۀ احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است، و اولو العزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بودند. در روایات برای پیامبران اولو العزم شرایطی ذکر شده است:داشتن دعوت جهان‌شمول،داشتن شریعت و دین،داشتن ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    475144 Laws and Jurisprudence
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    474146 Laws and Jurisprudence
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    432275 معصومین
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    398384 جن
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    397494 Practical
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    356478 Laws and Jurisprudence
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    350288 Laws and Jurisprudence
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    340201 Practical
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • آیا از آیات قرآن می‌توان امامت علی(ع) را اثبات کرد؟
    312577 امام علی ع
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل‌سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در کتب خودشان نقل شده، می‌باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت‌جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.در قرآن ...